ضياء الدين جرجانى

16

رسائل فارسى جرجانى ( فارسى )

برخاسته‌اند . « 1 » حمد الله مستوفى در قرن هشتم هجرى ، يعنى در زمان خود ، جرجان را از اقليم چهارم مىداند كه شامل هفت قسمت است : 1 . جرجان كه دار الملك است و بايد ضياء الدين متعلق به اين ناحيه باشد . 2 . موروستاق 3 . استرآباد كه علماى بسيار از آن برخاسته‌اند . 4 . آمل و رستمدار 5 . دهستان 6 . روغه 7 . سياه رستاق حمد الله مردم جرجان را شيعه و صاحب مروت ناميده كه در عهد آل بويه به علت جنگهاى داخلى تعدادشان اندك شد و در زمان چنگيز خان مغول نيز قتل عام شدند . آيا ضياء الدين نيز در اين قتل عام از دنيا رفت و نشانى از خويش بر جاى نگذارد ؟ « 2 » امّا ، هر چند مردم جرجان در مقابل چنگيز خان بسيار مقاومت كردند و به همين جهت ، قتل عام به نحوى بود كه هيچ كس در شهر زنده نماند و مورّخان از ضبط تعداد مقتولان خوددارى كردند ، زيرا آن را باور نداشتند ، ولى جرجان در سال 618 ه . ق سقوط كرده است و ضياء الدين در رسالات خود به منتصر مصرى متوفى 620 ه . ق اشاره مىكند . « 3 » پس معلوم مىشود كه زمان قتل عام مغول ، قبل از زمان ضياء الدين بوده است . آيا در فتوحات بعدى كه جرجان به وسيلهء جانشينان چنگيز مكرّر گشوده شد ، ضياء الدين مقتول گرديد ؟ و يا به اجل الهى از دنيا رفت ؟ و اللّه اعلم بالصّواب .

--> ( 1 ) . معجم البلدان : 2 / 49 . ( 2 ) . نزهة القلوب : 3 / 159 . ( 3 ) . تاريخ ايران از آغاز تا انقراض قاجاريه ، ص 428 .